الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
مقدمة 12
الغدير ( فارسي )
3 - چنانچه در ص 310 مىخوانيد امينى كوشيده است واكنش على ( ع ) در برابر ابن سبا را به گونه اى نشان دهد كه بيرون از مرز آئين نباشد با آن كه ابن سبا بازيگر يك افسانه بيش نيست كه داستان سرايان اموى براى كوبيدن شيعه آفريدهاند پس نبايد دو دلى در بودن خودش را نديده انگاريم و تنها به شاخ و برگ گير و دار بپردازيم . 4 - در ص 240 تا 243 كه از فراوانى آئين نامههاى پيامبر گفتگو مىرود به هنگام ياد آورى از نامورترين بازگو گران آن ، نخست نام ابو هريره به ميان مىآيد و سپس انس پسر مالك و آنگاه عبد اللَّه پسر عمر و عبد اللَّه پسر عباس و عبد اللَّه پسر عمرو عاص . . . با آن كه بيشتر سخنان ابو هريره دروغهائى است كه به پيامبر بسته زيرا : نخست اين كه : وى بيش از يكسال و نه ماه ( 1 ) با برانگيختهء خدا نبوده و كسى كه به گفتهء زندگينامه نويسان - گذشته از دچارى به فراموشكارى - هرگز نتوانسته خواندن و نوشتن بياموزد ، ناشدنى است كه - در چنين روزگارى اندك - بيش از ‹ 5300 › حديث فرا گيرد ! چون برترين ياران پيامبر كه از آغاز برانگيختگى او و پيشتر از آن باوى زيسته و رفت و آمد داشتند ( 2 ) و از دانش و زيركى افزون ترى برخوردار بودند باز گزارشهائى كه از همهء ايشان در نگاشتههاى سنيان آمده بر رويهم به ده يك اين شماره نيز نمىرسد ! دوم - گروهى از بزرگان اسلام ( على ، ابن مسعود ، پسر عباس ، زبير ، سعد وقاص ، عثمان ، عايشه ، عمر ، پسرش و هم نواده اش سالم و . . . ) كه با ابو هريره برخوردهاى نزديك داشته و او را نيك مىشناختهاند سخن وى را شايستهء پشتگرمى ندانسته و گهگاه نيز آشكارا او را دروغزن خواندهاند . سوم - بسى از آنچه از زبان پيامبر باز گو كرده به اندازه اى ياوه و ناپسند
--> ( 1 ) نه 3 سال - كه در ص 240 آمده - چگونگى را نيز در بخش ه از همين پيشگفتار ( ص 18 - 19 ) بجوئيد ( 2 ) سه خليفه ، سلمان ، زبير ، ابى پسر كعب ، زيد پسر ثابت ، عبد الرحمن پسر عوف